تسلیت
بی تو با شمع علی تا به سحر می سوزد
شمع می میرد و او بار دگر می سوزد
یک نفر مثل درختان سپیدار بلند در خیالش
همه شب بین دو در می سوزد . . .

+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اسفند ۱۳۹۳ ساعت 10:52 توسط ندایی
|
خدایا!این بنده ی توست که در پیشگاهت برپاست ،یگانه ات می خواند ویگانگی خاص،توراست. جز تو کسی را نمی بیند که سزای این ستایش هاست. مرا به درگاه تو نیازی است که آن نیاز راجزفضل تو به بی نیازی نرساند ،وآن درویشی را جز عطا وبخشش تو به توانگری مبدل نگرداند.